تبليغاتX
....هو 110....

تفسیر ادبی و عرفانی آیات183- 185 - 187 سوره بقره
در باب ماه مبارک رمضان
 بسم الله الرحمن الرحیم
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿۱۸۳﴾

خداوند به زبان اشارت و بیان حکمت می گوید : ای شما که  ایمان دارید ، روزه به شما نبشته شده از آن جهت که شما مهمان حق خواهید بود تا فردا در بهشت میهمانان گرسنه بمیهمانی روند ، چون کریمان کسی را که به میهمانی برند دوست دارند میهمان گرسنه باشد تا به دل میهمان شیرین تر آید!
پیر صوفیان دعوتی ساخت هیچ کس نیامد ، پیر دست به دعا برداشت و گفت خدایا ، اگر بندگانرا فردا به آتش فرستی ، بهشت و نعیم آن هم چون سفره باشد که خورنده بر آن نیست !آری ، هرچه خزینه نعمت خداوند است همه برای مومنان و خورندگان است که خود نخورد ، و از آنجااست که گفت : صمدیت مراست نه بخورم نه بیاشامم و روزه داران خود را پاداش بی حساب دهم که خواسته ما را پذیرفته و از روی نا خوردن دوستی ما را خواسته اند!
حکمت دیگر روزه آنست که خداوندان نعمت ، حال درویشان و گرسنگی ایشان را بدانند و با ایشان یاری کنند ، از اینجا بود که خداوند از اول محمد را یتیم کرد تا یتیمان را نوازش کند ، پس غریب کرد تا غریبان را رحمت آرد ، و بی مال کرد تا ناداران را فراموش نکند :

با تو در فقر و یتیمی ما چه کردیم ار کرم
تو همان کن ای کریم از خلق خود با خلق ما


تو روزه مومنان را به زبان شریعت شنیدی اکنون روزه عارفان را به زبان طریقت از اهل حقیقت بشنو ، اگر تو تن به روزه دادی ،‌ایشان دل را به روزه دادند ، تو از بامداد تا شامگاهان روزه داری و ایشان از اول تا آخر عمر روزه دارند ! میدان روزه تو یک روز و میدان روزه آنان یک عمر است !
شبلی یکی از مریدان را گفت : توانی روزه همیشه گیری ؟ گفت چون است ؟ گفت : آنکه همه عمر خود یک روز سازی و به روزه باشی و پس به دیدار خداوند روزه را بگشائی؟
پیر طریقت گفت : خدایا ، در این درگاه همه ما نیازمند روزی باشیم که قطره ای از شراب محبت بر دل ما ریزی ، تا که ما را بر آب وآتش برهم آمیزی ، ای بخت ما ،‌از دوست رستخیزی !

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿۱۸۵﴾

اینک ماه رمضان آمد که هم بسوزد و بشویَد ،  به آتش گرسنگی تن ما را بسوزاند و به آب توبه دلهای گناه کاران را بشوید . ای مسکین که قدر این نعمت ندانی ، هر کجا در جهان نوازش و شرفی است در کنار تو نهادند ، چنانکه اسلام که از همه آئین ها برتر است بهترین دین تو آمد ، قرآن که از همه کتابها عزیزتر است کتاب تو آمد و محمد مصطفی که پیشرو جهانیان است پیغمبر تو قرار داد و کعبه که شریفترین خانه هاست قبله تو کرد ، ماه رمضان که شریفترین ماه هاست موسم معاملت تو دانسته ، ماهی که در آن گناهان آمرزیده میشود ، دیوها رانده ، درب بهشت گشوده و درهای دوزخ بسته میشود :

گر بسوزد گو بسوز و ور نوازد گو نواز
عاشق آن به کو میان آب و آتش در بود
تا بدان اول بسوزد پس بدین غرقه شود
چون زخود بی خود شود معشوقش اندر بر بود


حضرت علی (ع) فرمود : این ماه را رمضان از آن گفتند که خداوند در این ماه دلهای عارفان را از غیر خود بشوید ، پس به مهر خود بسوزد ، گاه در آتش دارد  گاه  در آب ، گاه  تشنه   گاه غرقاب ، نه غرقه را سیراب ، و نه تشنه را خواب و زبان حال ایشان گوید :
 
در عشق تو بی سریم سرگشته شده
وز دست امید ما ، سر رشته شده !
مانند یکی شمع به هنگام صبوح
بگداخته و سوخته و کشته شده !


أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿۱۸۷﴾


هم پیغام است ، هم تفصیل و هم تخفیف ،‌پیغام راست ، تفصیل نیکو ، تخفیف به سزا ! پیغام خداوند به بندگان ، تفصیل روزه رمضان بر دیگر اعمال آنان ، تخفیف به ایشان در اباحث عشرت با همسران ، از این عجیب تر که بندگان را به سحور خوردن فرماید و در سحور خوردن تعبیه لطیف از غیب بیرون آرد ، از این رو ، مقصود نه غذا خوردن است ، بلکه تا بنده را در کمند دوستی اندازد ، پس خوردن بهانه است و سحور دام دوستی را دانه است ، چنانکه در شب تار ، آتش را موسی بهانه بود ! که در آن شب ابر سیاه نمایان ، باد سخت در میان ، اهل موسی به نالیدن آمد ، جهان همه تاریک شده موسی بی طاقت گشته بفریاد آمد که  :

وقت است کنون اگر بخواهی بخشود
چون کشته شوم دریغ کی دارد سود ؟


پس این سحری خوردن دام  وصلت است که من نهادم تا تو برخیزی و در دام دوستی ما افتی ، فرشتگان را گوئیم بنگرید ، بنده من شب خیز است ، بسم الله بر زبان تو برانم تا گویم که بنده من از ذاکران است ، سوزی در دلت پدید آورم تا از سر آن سوز آه کشی و من گویم بنده من به مهر من سوزان است ، بنده من می سوزد و می زارد و خدای او را می نوازد و در دلش نور معرفت می افزاید ، و حقیقت کرم با زبان لطف به بنده می گوید :

من آن توام تو آن من باش ز دل
گستاخی کن چرا نشینی تو خجل
گر جرم همه خلق کنم پاک بحل
در مملکتم چه کم شود مشتی گل ؟

یا علی مدد


کشف الاسرار – تفسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید اثر خواجه عبدالله عنصاری
نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 6:42 بعد از ظهر توسط درویش علی| |
 

تفسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید

 

 از خواجه عبدالله عنصاری

بسم الله الرحمن الرحیم

 << وَلَمَّا جَاءتْ رُسُلُنَا لُوطاً سِيءَ بِهِمْ وَضَاقَ بِهِمْ ذَرْعاً وَقَالَ هَـذَا يَوْمٌ عَصِيبٌ  >>

(سوره هود  -  آیه ۷۷

اشارت است به کمال حزن لوط و نهایت اندوه وی در این راه . این آیت هم تشریف است و هم بشارت ،تشریف است از آن روی که قرآن اندوه او را جلوه می دهد و از اندوه او ، عالمیان را بر آتش اندوه می نشاند . بشارت است از آن روی که هر که را ، طالع رسیدن به مراد داشته باشد ، نخست تیر بی مرادی در کام وی نشانند و بر درد و اندوهش بیفزایند ، آنگاه چون یکباره دل به اندوه سپرد ، محبت حق او را در پرده عصمت خویش می گیرد ، چه که خداوند دلی دوست دارد که غم  نادیدن وی خورد و همه بار درد نایافتن او کشد ، اندوهش بدان دهد تا گوید : دلتنگ مباش ، بیم در دلش افکند تا به وقت مردن او را گوید : مترس .

پیر طریقت گفت : خدایا نصیب این بیچاره از این کار همه درد است ، مبارک باد که مرا این درد ، سخت در خور است ، بیچاره آن کس که از این درد فرد است ، حقا که هر کس بدین درد ننازد ناجوان مرد است . زیرا :

هر   درد  که  زین دلم  قدم  بر گیرد                         دردی   دگرش    بجای    در بر  گیرد

زان با هر  درد  صحبت از  سر  گیرد                         کآتش چو رسد به سوخته اندر گیرد

 

نوشته شده در پنجشنبه دوم آبان 1387ساعت 11:0 قبل از ظهر توسط درویش علی| |

 

تقسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید

 

از خواجه عبدالله انصاری

بسم الله الرحمن الرحیم

وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاَةَ 

وَیُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَیُطِیعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِكَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَكِیمٌ

 (آیه 71– سوره توبه )


پاک است و بزرگوار . مهربان ، خداوند جهان و جهانیان ، نوازنده دوستان ، یار درویشان ، پناه ضعیفان ، یادگار بی دلان ، بنگر که مومنان را چگونه نوازش کرد و ایشان را چه تشریف داد ! و از کرم و لطف خود چه نمود؟  ایشانرا همه فراهم داشت و دوستان و برادران یکدگر کرد ، و آنگاه همه را به خود نزدیک ساخت . از اینکه این دنیا منزلی است ازمنزلهای راه   و بندگان در این منزل مسافرند که رو به درگاه  او نموده و مقصد ایشان کعبۀ صاحب جلال است ، از اینرو میان ایشان دوستی افکند و الفت و اتحاد نهاد ، تا این منزل را به دوستی یکدگر به سر بردند و به سعادت آخرت  برسند .

کسی نزد یکی از صحابه آمد و گفت : من تو را از بهر خدا دوست دارم ، گفت : پس بشارت باد تو را که من از رسول خدا شنیدم که فرمود : فردا در قیامت کرسی های نور نزد عرش الهی گذارند ، گروهی ایمن باشند و ساکن و دیگر گروهان در بیم باشند ! پرسیدند ای رسول آنها کیانند ؟ فرمود : آنان که یکدگر را از  بهر خدا در راه خدا دوست دارند و در دین برادر وار زندگی می کنند .

لطیفه: در خبر است که روز رستاخیز ،مردمان در عرصات (صحرای محشر ) ایستاده باشند ، دلها پر فزع و جانها پر حسرت و آفتاب بر سرشان از نزدیک تابان ! گرمای عظیم خلق را فرا گرفته ، ناگاه از جانب عرش الهی ندا آید که دوستداران از بهر خدا در راه خدا کجایند؟ تا من آنانرا در سایه خود فرود آرم و در پناه خویش بدارم .

پیر طریقت گفت : الاهی ، عنایت تو کوه است و فضل تو دریا! کوه کی فرسود و دریا کی کاست؟ عنایت تو کی جست و فضل تو کی واخواست ؟ پس شادی  یکی است که دوست یکتا است .

 

 

نوشته شده در جمعه پانزدهم شهریور 1387ساعت 3:38 بعد از ظهر توسط درویش علی| |

تقسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید

از خواجه عبدالله انصاری

 بسم الله الرحمن الرحیم

قُل لَّن یُصِیبَنَا إِلاَّ مَا كَتَبَ اللّهُ لَنَا هُوَ مَوْلاَنَا وَعَلَى اللّهِ فَلْیَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ

 (آیه 51– سوره توبه )

اهل ایمان را از توکل چاره نیست ، و آنرا که توکل نیست ایمان نیست ! توکل بر کسی باید کرد که عزیز و رحیم است و بنگر تا اعتماد بر کسی نکنی که امروز هست و فردا نیست ! توکل بر پادشاهی کن که همیشه زنده و جاویدان و پاینده است .

لطیفه : از مرغان هوا توکل بیاموز ! بامداد هر یکی از آنها بینی از لانه های خود بیرون آمده ، بی زار از خود و بیزار ازخلق ، چون شب در آید  حوصله آنها پر از دانه و به آشیانه خود باز می گردند !- اگر بر خدا توکل کنید و مانند مرغان پی دانه روید ، خداوند روزی شما را مقرر و برجا نهاده است .

 

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت 1:54 بعد از ظهر توسط درویش علی| |
بسم الله الرحمن الرحیم

( تفسیر ادبی و عرفانی از خواجه عبدالله انصاری )

 


نزد اهل عرفان :

ب ، بهار خدا و سین ، سنای خدا و میم ، ملک خدا .

نزد اهل معرفت :

ب بهای احدیّت  سین سنای صمدیت ، میم مُلک الوهیت . بهاء او قدیم ، سناء او کریم ، ملک او عظیم . بهاء او با جلال ، سناء او با جمال ، و ملک او بی زوال . بهاء او دلربا ، سنای او مهر فزا ، ملک او بی فناء .

ای پیش رو از هرچه بخوبی است ، جلالت

ای دور شده آفت نقصان ، ز کمالت

زهره به نشاط آید چون یافت سماعت !

خورشید به رشک آید چون دید جمالت ؟

نزد اهل ذوق :

ب بِِرّ با اولیاء ، سین سرّ با اصفیاء ، میم منّت بر اهل ولاء ، ب برّ او با بندگان ، سین سرّ او با دوستان ، میم منّت او بر مشتاقان . اگر نیکی او نبودی ، چه جای تعبیه سرّ او بودی ؟ وگر منت او نبودی ، بنده را چه جای وصل او بودی . و بر درگاه جلال او چه محل بودی ، گر مهر اَزَل نبودی بنده چگونه آشنای لَم یَزلَ بودی ؟

آب و گل را زهرۀ مهر تو کی بودی اگر

هم به لطف خودی نکردی در ازلشان اختیار

مهر ذات تو است الهی دوستان را اعتقاد

یاد وصف تو است یارب غمگنانرا غمگسار

دنیا به نام خدا خوش است و عقبی به عفو او و بهشت به دیدار او ، در دنیا اگر نه پیغام و نام خدا بودی ، بنده را چه جای منزل بودی ، و در عقبی اگر نه عفو و کرَمش بودی ، کار بنده مشکل بودی ، در بهشت اگر نه دیدار دل افروز او بودی شادی درویش به چه بود ؟ خدایا به نشان تو بینندگانیم ، به شناخت تو زندگانیم ، به نام تو آبادانیم ، به یاد تو شادانیم ، به یافت تو نازانیم ، مست از جام مهر تو مائیم ، صید عشق در دام تو مائیم .

زنجیر معنبر تو جام دل ما است

عنبر ز نسیم تو غلام دل ما است

عشق تو چون خطبه به نام دل ما است

گوئی که همه جهان به کام دل ما است

اسم ( بسم الله ) از سمت گرفته اند و سمت داغ ، یعنی گوینده بسم الله دارندۀ ان رقم و نشان کردۀ آن داغ است .

حضرت رضا (ع) فرمود : وقتی بنده بسم الله می گوید یعنی خداوندا داغ دارم و بدان شادم ، اما از بود خود به فریادم ، کریما بود مرا از پیش من برگیر که بودِ تو راست کند همۀ کارم . خدایا بود تو چراغ معرفت بیفروخت پس روشنی دل من افزونی است ، گواهی تو ترجمانی ِ من کرد پس نداء من افزونی است ، نزدیکی ِ تو چراغ وجد من بیفروخت پس همت من افزونی است ، ارادۀ تو کار من بساخت پس جهد من افزونی است ، خداوندا ، از بودِ خود چه دیدم ؟ مگر بلا و عنا ، و از بودِ تو چه رسیدم ؟ همه عطا و وفا !

آغاز کتاب خدا بر نام الله و رحمن و رحیم ازان جهت است که همه معانی دران سه نام جمع است و آن معانی سه قسم است : قسمی جلال و هیبت و آن در نام الله است ، قسمی نعمت و تربیت و آن در نام رحمن است قسمی رحمت و مغفرت و آن در نام رحیم است !

معنی دیگر آنست که دران زمان که خداوند پیغمبر را به خلق فرستاد مردم سه گروه بودند : بت پرستان ، جهودان ، ترسایان ، گروه نخست نام آفریننده را الله می دانستند و این نام در میان آنان مشهور بود ، گروه دوم نام او را رحمن می دانستند و در تورات مذکور ، گروه سوم نام او را رحیم می دانستند و نزد آنان در انجیل معروف است .

اینکه آغاز به نام الله و بعد رحمن و سپس رحیم شده ، جهت آنست که سر آغاز همه ، آفرینش است و بعد قدرت و پرورش و سپس رحمت و آمرزش ، یعنی که به قدرت بیافریدم و به نعمت بپروریدم و به رحمت بیامرزیدم !

پیر طریقت گفت : خداوندا نام تو ما را جواز ، مهر تو ما را جهاز ، شناخت تو ما را امان ، و لطف تو ما را عیان . خداوندا ضعیفان را پناهی ، قاصدان را بر سر راهی و مؤمنانرا گواهی ، چه عزیز است آن کس که تو خواهی ؟!

نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم مرداد 1387ساعت 4:58 بعد از ظهر توسط درویش علی| |