در بیان خلقت صورت انسان
بدان، اعزّک اللّه فی الدارین که اوّل انسان یک جوهر است و هر چیز که در انسان بتدریج موجود شد، جمله در آن یک جوهر موجود بودند، و هر یک بوقت خود ظاهر شدند و آن یک جوهر نطفه است، یعنی تمامت اجزای انسان از جواهر واعراض، جمله در نطفه موجود بودند، و هر چیز که او را بکار میباید تا بکمال انسانی رسد، با خود دارد و از خود دارد، یعنی نطفه هم کاتب، و هم قلم، و هم کاغذ، و هم دوات، و هم مکتوب، و هم قاری است.
ای درویش! نطفۀ انسان جوهر اوّل عالم صغیر است، و ذات عالم صغیر است، و تخم عالم صغیر است، و عالم عشق عالم صغیر است، نطفه بر خود عاشق است، میخواهد که جمال خود را بیند و صفات و اسامی خود را مشاهده کند، تجلی خواهد کرد و بصفت فعل ملتبس خواهد شد و از عالم اجمال بعالم تفصیل خواهد آمد و بچندین صور و اشکال و معانی و انوار ظاهر خواهد شد تا جمال وی ظاهر شود و صفات و اسامی و افعال وی پیدا آید.
برگرفته شده از كتاب انسان كامل اثر شيخ عبدالعزيز بن محمد نسفي
رساله اول : در بيان معرفت انسان
در باب ماه مبارک رمضان
بسم الله الرحمن الرحیم
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ ﴿۱۸۳﴾
خداوند به زبان اشارت و بیان حکمت می گوید : ای شما که ایمان دارید ، روزه به شما نبشته شده از آن جهت که شما مهمان حق خواهید بود تا فردا در بهشت میهمانان گرسنه بمیهمانی روند ، چون کریمان کسی را که به میهمانی برند دوست دارند میهمان گرسنه باشد تا به دل میهمان شیرین تر آید!
پیر صوفیان دعوتی ساخت هیچ کس نیامد ، پیر دست به دعا برداشت و گفت خدایا ، اگر بندگانرا فردا به آتش فرستی ، بهشت و نعیم آن هم چون سفره باشد که خورنده بر آن نیست !آری ، هرچه خزینه نعمت خداوند است همه برای مومنان و خورندگان است که خود نخورد ، و از آنجااست که گفت : صمدیت مراست نه بخورم نه بیاشامم و روزه داران خود را پاداش بی حساب دهم که خواسته ما را پذیرفته و از روی نا خوردن دوستی ما را خواسته اند!
حکمت دیگر روزه آنست که خداوندان نعمت ، حال درویشان و گرسنگی ایشان را بدانند و با ایشان یاری کنند ، از اینجا بود که خداوند از اول محمد را یتیم کرد تا یتیمان را نوازش کند ، پس غریب کرد تا غریبان را رحمت آرد ، و بی مال کرد تا ناداران را فراموش نکند :
با تو در فقر و یتیمی ما چه کردیم ار کرم
تو همان کن ای کریم از خلق خود با خلق ما
تو روزه مومنان را به زبان شریعت شنیدی اکنون روزه عارفان را به زبان طریقت از اهل حقیقت بشنو ، اگر تو تن به روزه دادی ،ایشان دل را به روزه دادند ، تو از بامداد تا شامگاهان روزه داری و ایشان از اول تا آخر عمر روزه دارند ! میدان روزه تو یک روز و میدان روزه آنان یک عمر است !
شبلی یکی از مریدان را گفت : توانی روزه همیشه گیری ؟ گفت چون است ؟ گفت : آنکه همه عمر خود یک روز سازی و به روزه باشی و پس به دیدار خداوند روزه را بگشائی؟
پیر طریقت گفت : خدایا ، در این درگاه همه ما نیازمند روزی باشیم که قطره ای از شراب محبت بر دل ما ریزی ، تا که ما را بر آب وآتش برهم آمیزی ، ای بخت ما ،از دوست رستخیزی !
شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِيَ أُنزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِّلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِّنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ وَمَن كَانَ مَرِيضًا أَوْ عَلَى سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِّنْ أَيَّامٍ أُخَرَ يُرِيدُ اللّهُ بِكُمُ الْيُسْرَ وَلاَ يُرِيدُ بِكُمُ الْعُسْرَ وَلِتُكْمِلُواْ الْعِدَّةَ وَلِتُكَبِّرُواْ اللّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿۱۸۵﴾
اینک ماه رمضان آمد که هم بسوزد و بشویَد ، به آتش گرسنگی تن ما را بسوزاند و به آب توبه دلهای گناه کاران را بشوید . ای مسکین که قدر این نعمت ندانی ، هر کجا در جهان نوازش و شرفی است در کنار تو نهادند ، چنانکه اسلام که از همه آئین ها برتر است بهترین دین تو آمد ، قرآن که از همه کتابها عزیزتر است کتاب تو آمد و محمد مصطفی که پیشرو جهانیان است پیغمبر تو قرار داد و کعبه که شریفترین خانه هاست قبله تو کرد ، ماه رمضان که شریفترین ماه هاست موسم معاملت تو دانسته ، ماهی که در آن گناهان آمرزیده میشود ، دیوها رانده ، درب بهشت گشوده و درهای دوزخ بسته میشود :
گر بسوزد گو بسوز و ور نوازد گو نواز
عاشق آن به کو میان آب و آتش در بود
تا بدان اول بسوزد پس بدین غرقه شود
چون زخود بی خود شود معشوقش اندر بر بود
حضرت علی (ع) فرمود : این ماه را رمضان از آن گفتند که خداوند در این ماه دلهای عارفان را از غیر خود بشوید ، پس به مهر خود بسوزد ، گاه در آتش دارد گاه در آب ، گاه تشنه گاه غرقاب ، نه غرقه را سیراب ، و نه تشنه را خواب و زبان حال ایشان گوید :
در عشق تو بی سریم سرگشته شده
وز دست امید ما ، سر رشته شده !
مانند یکی شمع به هنگام صبوح
بگداخته و سوخته و کشته شده !
أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيَامِ الرَّفَثُ إِلَى نِسَآئِكُمْ هُنَّ لِبَاسٌ لَّكُمْ وَأَنتُمْ لِبَاسٌ لَّهُنَّ عَلِمَ اللّهُ أَنَّكُمْ كُنتُمْ تَخْتانُونَ أَنفُسَكُمْ فَتَابَ عَلَيْكُمْ وَعَفَا عَنكُمْ فَالآنَ بَاشِرُوهُنَّ وَابْتَغُواْ مَا كَتَبَ اللّهُ لَكُمْ وَكُلُواْ وَاشْرَبُواْ حَتَّى يَتَبَيَّنَ لَكُمُ الْخَيْطُ الأَبْيَضُ مِنَ الْخَيْطِ الأَسْوَدِ مِنَ الْفَجْرِ ثُمَّ أَتِمُّواْ الصِّيَامَ إِلَى الَّليْلِ وَلاَ تُبَاشِرُوهُنَّ وَأَنتُمْ عَاكِفُونَ فِي الْمَسَاجِدِ تِلْكَ حُدُودُ اللّهِ فَلاَ تَقْرَبُوهَا كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللّهُ آيَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ ﴿۱۸۷﴾
هم پیغام است ، هم تفصیل و هم تخفیف ،پیغام راست ، تفصیل نیکو ، تخفیف به سزا ! پیغام خداوند به بندگان ، تفصیل روزه رمضان بر دیگر اعمال آنان ، تخفیف به ایشان در اباحث عشرت با همسران ، از این عجیب تر که بندگان را به سحور خوردن فرماید و در سحور خوردن تعبیه لطیف از غیب بیرون آرد ، از این رو ، مقصود نه غذا خوردن است ، بلکه تا بنده را در کمند دوستی اندازد ، پس خوردن بهانه است و سحور دام دوستی را دانه است ، چنانکه در شب تار ، آتش را موسی بهانه بود ! که در آن شب ابر سیاه نمایان ، باد سخت در میان ، اهل موسی به نالیدن آمد ، جهان همه تاریک شده موسی بی طاقت گشته بفریاد آمد که :
وقت است کنون اگر بخواهی بخشود
چون کشته شوم دریغ کی دارد سود ؟
پس این سحری خوردن دام وصلت است که من نهادم تا تو برخیزی و در دام دوستی ما افتی ، فرشتگان را گوئیم بنگرید ، بنده من شب خیز است ، بسم الله بر زبان تو برانم تا گویم که بنده من از ذاکران است ، سوزی در دلت پدید آورم تا از سر آن سوز آه کشی و من گویم بنده من به مهر من سوزان است ، بنده من می سوزد و می زارد و خدای او را می نوازد و در دلش نور معرفت می افزاید ، و حقیقت کرم با زبان لطف به بنده می گوید :
من آن توام تو آن من باش ز دل
گستاخی کن چرا نشینی تو خجل
گر جرم همه خلق کنم پاک بحل
در مملکتم چه کم شود مشتی گل ؟
یا علی مدد
کشف الاسرار – تفسیر ادبی و عرفانی قرآن مجید اثر خواجه عبدالله عنصاری


