ولایت مولا علی (ع) بر تمام سالکین الی الله مبارک باد
سلام بر تو ای صاحب غدیر؛ سلامی به شکوه و عظمت غدیرت.
یا علی، در کتاب تاریخ زندگیات، روز غدیر برایمان زیباست و غدیرخم بینام تو برای هیچکس شناخته نیست. تویی که در روزی چون غدیرخم در زیر آفتاب سوزان، دستت روی دست پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم به سوی آسمانها بالا رفت، و همگان از زبان آنحضرت شنیدند که بعد از او اختیار تو بر مؤمنان از خودشان بیشتر است.
عید غدیر امسال را به یاد لحظهای که محمد صلیاللهعلیهوآلهوسلم دست تو را بالا برد و فریاد زد: «مَنْ کُنْتُ مَولاهُ فَهَذا عَلِیٌ مَوْلاهُ» متبرک کردم، و چشمانم را با سرمه محبتت آذین بستم؛ و بر دستی بوسه زدم که در دست پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم قرار گرفت.
از واقعه غدیر چه بنویسم که خدا برایت نوشت: «اَلْیَومَ اَکْمَلْتُ لَکُمْ دینَکُمْ»؛ نعمت خود را با غدیر بر شما تمام کردم و افزود: «رَضیتُ لَکُم الاِسلامَ دینا».
از روزی بگویم که حاجیان به تو شاد باش میگفتند، یا از آن لحظه بگویم که دست رحمت پیامبر صلیاللهعلیهوآلهوسلم روی شانه تو آمد و تو را تا عرش بلند کرد؟
سرایِ فـــانــی
در حدیث آمده است که هر شب فرشته از طرفِ ربالعالمین ندا میکند کهای فرزندان آدم و ای زندگان عالم! بدانید و آگاه باشید که شما را برای مردن آفریدهاند، پس در این سرای فانی ذخیره بردارید و برای سرای باقی مهیّا کنید که بازگشت شما باشد و شما در این مردار دنیا چنان مشغول گشتهاید که گویا از مرگ خبر ندارید. پس هر روز احتمال مردن شما است و چون وقت رسد و اجل درآید. هر چند آرزو کنی و امانطلبی، قدم از قدم برداری مهلت ندهد.
بیگانگی و آشنایی درویش
بیگانگیهای مردم در اثر تضاد خواست ها و تمایلات و منافع آنان است. درویش که نه در فکر توانگری و نه در یاد سروری است و نه در سر هوای بلند پروازی دارد با کسی نمیتواند بیگانه باشد. بنا به گفته سعدی :"آن کز توانگری و بزرگی و خواجگی بیگانه شد به هرکه رسید آشنای اوست"
به زبانی دیگر هر که در دل از غیر حق بیگانه باشد به ظاهر با همه آشنا است، زیرا جز حق نمیبیند . مردم از آنجا که خود را میبینند با دیگران بیگانه اند و هرچه این خودبینی بیشتر باشد بیگانگی زیادتر خواهد بود. درویش به عکس از خود بیگانه است و با مردم آشنا .
پس درویش با همه آشنا است .
یا علی مدد
شرح کلام گهربار مولا علی علیهالسلام
در باب بزرگترین نادانی
أَعظَمُ الجَهْلِ جَهل الاِنسان أمر نفسِه؛بزرگترین جهل و نادانی، جهلِ آدمی است به کار خود
و اینکه نداند که از برایِ چه کار خلق شده است و غرض از آن چیست، زیرا که هرگاه کسی جاهل به آن باشد، مشغول شود به لهو و لعب یا سعی در مهمّات و مطالب پوچ دنیوی تا اینکه أجل در رسد «و خسر الدنیا و الآخرة» برود.



