- - - در باب اخلاص - - -
تعريف اخلاص
اخلاص آن است كه ديدار خويش را از فعل بردارى يعنى چون فعلى كنى نبينى و نگويى كه من چه كردهام و از اين فعل طاعت را مىخواهد. از بهر آنكه فعل صفت فاعل است. هر كه فعل ببيند، چون فعل خويش ديد، خويشتن ديد؛ و خويشتن بين خدابين نباشد.
ضد ريا، اخلاص است و آن عبارت است از خالص ساختن قصد از غير خدا و پرداختن نيت از ما سوى اللّه و هر عبادتى كه قصد در آن به اين حد نباشد، از اخلاص عارى است. پس كسى كه طاعت مىكند اگر به قصد ريا، يعنى وانمودن به مردم و حصول قدر و منزلت در نزد ايشان باشد، آن «مرايى» مطلق است و اگر به قصد قربت باشد، و ليكن با آن غرض دنيوى ديگرى غير از ريا نيز به آن ضميمه باشد، مثل اينكه در روزه نيز قصد پرهيز بكند؛ يا در آزاد كردن بندهاى كه خريدار نداشته باشد، قصد فرار از خراجات يا خلاصى از شرارت و بدخلقى او را نيز بكند يا در حج، نيت خلاصى از بعضى گرفتارىهاى وطن يا شر دشمنان كند، يا در تحصيل علم، قصد عزت و برترى نمايد يا در وضو و غسل، نيت خنك شدن يا پاكيزگى كند يا در تصدق به سائل، نيت خلاصى از «اِبرام» او كند و نحو اينها. اگر چه در اين وقت، آن شخص مرايى نباشد، و ليكن عمل او از اخلاص خارج است.
پس اخلاص آن است كه عمل او از جميع اين شوائب و اغراض خالى باشد و از جهت محض تقرب به خدا بوده باشد.
پلههاى اخلاص و نحوه پيمودن آن
درجات و مراتب اخلاص
اخلاص، پالودن عمل از هر شايبهاى همچون ريا و عُجب و مانند آن است. و براى آن سه درجه است:
درجه نخست آنكه سالك، ديدن عمل را از عمل بيرون كند. اعمال نيك و حسنات خود را هيچ انگارد و آن را موهبت الهى بداند و از درخواست پاداش و عوض بر عمل خود رها شود، و از رضا و خشنودى نسبت به عمل خود پايين آيد.
درجه دوم آنكه سالك از عمل خود خجل و شرمسار باشد همراه با بذل تمام سعى و تلاش در انجام نيكىها و اجتناب از بدىها.
درجه سوم آن است كه عمل خود را، با خلاصى و رهايى از عمل، خالص و پالوده گردانى و عمل را رها كنى.
* * *
ابوالقاسم حكيم را پرسيدند از اخلاص كار. گفت: «اين بر سه مرتبه است: يكى مرتبه عام است و يكى مرتبه خاص است و يكى مرتبه خاص الخاص است. اما مرتبه عام آن است كه از كار منفعت دنيايى نجويد، و مرتبه خاص آن است كه ثناى خلق نجويد و مرتبه خاص الخاص آن است كه ثواب بهشت نجويد».
بالاترين مراتب اخلاص آن است كه در عمل، قصد عوضى اصلاً نداشته باشد، نه در دنيا و نه در آخرت. و صاحب آن، هميشه چشم از اجر در دو عالم پوشيده، و نظر او به محض رضاى حق ـ سبحانه و تعالى ـ مقصور است و به جز او مقصودى و مطلوبى ندارد. و اين مرتبه، اخلاص صديقين است و نمىرسند به آن مگر كسانى كه «مستغرق» لُجّه بحر عظمت الهى گشته، واله و حيران محبت او باشند. و ايشان را التفاتى نه به دنيا و نه به آخرت باشد.
| گداى كوى تو از هشت خلد مستغنىست | اسير قيد تو از هر دو عالم آزادست |
و رسيدن به اين مرتبه ميسر نيست، مگر اينكه از همه خواهشهاى نفسانى دستبردارى و پشت پا بر هوا و هوس زنى و دل خود را مشغول فكر و صفات و افعال پروردگار خود نمايى و وقت خود را به مناجات او صرف كنى، تا انوار جلال و عظمت او بر ساحت دل تو پرتو افكند و محبت و انس با او در دل تو جاى گيرد.
پستترين مرتبه اخلاص كه آن را اخلاص اضافى نامند، آن است كه در عمل خود قصد وصول به ثواب، و خلاصى از عقاب داشته باشد و بسا طاعت و عبادت كه آدمى در اداى آنها خود را به تعب مىافكند و آن را خالص از براى خدا مىپندارد و حال آنكه در آن خطا كرده و به آفت آن هم برنخورده.
همچنان كه از شخصى حكايت مىكنند كه گفت: «سى سال نماز خود را كه در مسجد در صف اول خوانده بودم قضا كردم، به جهت اينكه يك روز به جهت عذرى به مسجد دير آمدم و در صف اول جا نبود، در صف دوم ايستادم در نفس خود خجالتى يافتم از اينكه مردم مرا در صف دوم ملاحظه مىكردند. دانستم كه در اين سى سال، ديدن مردم مرا در صف اول، باعث اطمينان خاطر من بود. و من به آن شاد بودم و به آن آگاه نبودهام».
و اگر پرده از روى كار برافتد و به دقايق امور هر كس رسيده شود، چه بسيار كم عملى بماند كه از همه آفات سالم باشد. و چون روز قيامت شود، و ديدهها بينا گردد، اكثر مردم اعمال حسنه خود را خواهند ديد، كه همه آنها به جز از سيئه و معصيت نيست.
اخلاص عارفان
اخلاص، ويژه كردن است و آن سه قسم است: اخلاص شهادت و آن در اسلام است، و اخلاص خدمت و آن در ايمان است، و اخلاص معرفت و آن در حقيقت است.
اخلاص شهادت را سه گواه است: گوشيدن امر وى، و آزرم از نهى وى، و آراميدن به رضاى وى.
اخلاص خدمت را سه گواه است: ناديدن خلق در پرستيدن حق، و رعايت سنت در كار حق، و يافت حلاوت بر خدمت حق.
اخلاص معرفت را سه گواه است: بيمى از گناه بازدارنده، و اميدى بر طاعت دارنده و مهرى حكم را گزارنده.
میلاد حضرت رسول اکرم (ص) و امام جعفر صادق (ع)
بر حلقه به دوشانشان مبارک باد
نور عالم
;خواجه دنیا و دین گنج وفا
صدر و بدر هر دو عالم مصطفی
;آفتاب شرع و دریای یقین
;نور عالم رحمة للعالمین
;جانِ پاکان خاکِ جانِ پاکِ او
;جان رها کن، آفرینش خاکِ او
;خواجه کونین و سلطانِ همه
;آفتابِ جان و ایمانِ همه
;صاحب معراج و صدر کاینات
;سایه حق خواجه خورشید ذات
;هر دو عالم بسته فتراک او
;عرش و کرسی قبله کرده خاک او
میلاد نور فرار ظلمت
از حضرت امیرالمؤمنین روایت است
که چون [رسول خدا] متولد شد،
بتها که بر کعبه گذاشته بودند همه بر رو در افتادند.
چون شام شد، این ندا از آسمان رسید که
«جاءَ الحَقُّ و زَهَقَ الباطِلَ اِنَّ الباطِلَ کانَ زَهوقا»
و جمیع عالم در آن شب روشن شد.
هر سنگ و کلوخی و درختی که بود خندید.
آنچه در آسمانها و زمینها بود تسبیح خدا گفتند.
شیطان میگریخت و میگفت:
بهترین امتها و بهترین خلایق و گرامیترین بندگان
و بزرگترین عالمیانْ محمد صلیاللهعلیهوآله است.

فرارسیدن سال یکهزار و سیصد و هشتاد و هفت مبارک
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
پروردگارا
ـ ای تغــــــير دهندهء قلبهاو ديدگان
ـ ای تدبــــــــيرکننده شب وروز
ـ ای دگر کننده حالتها و روزگاران
ـ روزگار مارا ، خود و خانواده و خلق مارا به نيکوترين و زيبا ترين احوال تغير ده
ــ از سردی و ظلمات استبداد، به روشنايی و درخشش خورشيد آزادی
ــ از تبانی ارتجاع به سازندگی و شکوفايی
ــ از سياهی ستم و تبعيض و سرکوب به سپيدی صلح و برابری
ــ از نفاق و شقاق به محبت و صميميت هدايت کن
آمین
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
هر روزتان نوروز باد
در آستانه نوروز دلها را صفا بخشیم
تا از گرمی محبت او دلشاد شویم و یک دِله،
همدلی پیشه کنیم و خانه دلمان را رُفت و روب و پاکیزه سازیم
و زنگار آن بزداییم، تا مستانه به جلوهای سرافرازمان کند
و به کانون دلهای با صفا درآید.
در طریقت او سودا یکجا کنیم تا از آتش محبتش گرمی یابیم
و باده وصالش را بنوشیم و جمال بیمثالش را به خانه دل بخوانیم،
هستی فرو گذاریم و سرمست شویم
و دستافشان روز نو و نوروز پیروزمان را جشن بگیریم،
که عید صوفیان بی باده وصال دوست، نوروز نیست.
شکوه و شادی نوروز را با نیکوکاری و خدمت راستین تکامل بخشیم
و دل و جان را با یاد او سرسبز و با نشاط و تازه نگاه داریم
و دلهای خسته را پاس بداریم
که سُرور صوفیان در شادمانی و سرمستی دیگران است.
باشد به لطف دوست در آتش عشق بسوزیم
تا به عنایتش نوروزمان پیروز و هر روزمان نوروز باد
نوروزتان پیروز باد
هرچند برای صوفیان هر روزی که به یاد او سرآید،
روزی نو و نوروزی باشکوه است،
عید باستانی نوروز و آیین دیرپای نیاکانمان را که ریشه در هزارهها دارد
و سرآغاز حیات تازه طبیعت و فرصتی
برای شست و شوی برون و تزکیه درون است،
پیشاپیش به نیکویی گرامی میداریم.
باشد که روز نوروز،
به همانگونه که در آیینه ایستاده در سفره هفت سین سنتی خیره میشویم
تا چهره خود را، دور از آلودگیها ببینیم،
به آیینه دل نیز روی آوریم و سیمای درونی خود را هم دور از تمامی آلایشها،
پاک و منزه تماشا کنیم.
اگر هنوز شاخ و برگی خشکیده
از دلبستگی به مال و منال و جاه و مقام دنیا بر دامن دل چنگ میزند،
آنها را فرو ریزیم و جز دوست را از خانه دل برانیم
تا به عنایت او در سال نو هر روزمان،
در راه خدمت و محبت بیریا به خدا و خلق خدا، نوروز
و نوروزمان پیروز باد
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()



